شرمت و شرمم باد!!!
پ . ن:
با یکی از دوستان رفتیم، وقتی فرداش دیدمش تنها جمله ای که تونست از اون روز بگه این بود: فقط از تلوزیون تا حالا دیده بودم اونهم در رابطه با اسرائیلی ها ، که زن ها رو با باتوم می زدن اما دیروز.
و سکوت کرد!!!
و من شرم دارم از اینکه چرا هیچ کاری نکردم ، اون زنی که زدنش و چادر از سرش افتاد مثل مادر من بود و من در فاصله ای نه چندان دور فقط ایستادمو دیدم بی هیچ حرکتی، ولی شرم باد بر این یزیدیان که اینچنین برخورد کردند واقعا فرداروز جوابی دارن برای درگاه خدا؟؟
نکته ای دیگر اینکه چند شب پیش به قول قدیمیها بنگاه سخن پراکنی بریتانیا (همون بی بی سی فارسی این روزگار )مجددا داشت سخن پراکنی می کرد. در یک برنامه مستندی که از بناهای تاریخی و تا حدودی از مردم اسرائیل و فلسطین نشون می داد که این برنامه در حدود 1هفته قبل از حمله آمریکای جهانخوار به عراق در حال تهیه بوده که در این میان جنگ آغاز میشه و در کرانه باختری رود اردن یا همون فلسطین اشغالی به حمایت از صدام مردم تظاهرات می کنن و یه گوشه کناری از مراسم هم در این مستند نشون داده شد.
تا چند وقت پیش وقتی کسانی می گفتند که در زمان جنگ ایران با عراق سرباز های فلسطینی هم در لشکر دشمن بودن باور نمی کردم ، اما وقتی کشتی حامل اسلحه برای فلسطینی ها از طرف ایران در نزدیکی های قبرس توسط اسرائیل توقیف میشه ، صحنه های تظاهرات در شهر های فلسطینی، مادران شهیدی که در زمان جنگ جنازه های تکه تکه بچه هاشونو بهشون پس می دادن ، پول های نفتی که داره برای خرید اسلحه برای فلسطینی ها پرداخت میشه و ... میاد جلوی چشمم و به این شعار ایمان میارم که:
نه غزه ، نه لبنان جانم فدای ایران
اما باز هم منکر کمک به یمن و چین نیستم اما نه با خرید اسلحه!
اما امااااااااااااااای بزرگ ، که همین الان هم بغضمو ترکوند و اون حس کینه ای بودش که در چشم های این فریب خوردگان ینیفورم پوشیده بسیج و بعضی نیروی انتظامی می دیدم که با حرص می خواستن انتقام بگیرن اما نمی دانم چه انتقامی ، شاید انتقام این که ما بت پرستی بلد نیستیم و فقط خدایی داریم که در همین نزدیکیست و دوست دار آل علی ایم.
