تبليغاتX
اهل دل

 

قال رسول الله(ص): يوم غدير خم افضل اعياد امتى و هو اليوم الذى امرنى الله تعالى ذكره فيه بنصب اخى على بن ابى طالب علما لامتى، يهتدون به من بعدى و هو اليوم الذى اكمل الله فيه الدين و اتم على امتى فيه النعمة و رضى لهم الاسلام دينا. امالى صدوق: 125، ح 8.
رسول خدا(ص) فرمود: روز غدير خم برترين عيدهاى امت من است و آن روزى است كه خداوند بزرگ دستور داد; آن روز برادرم على بن ابى طالب را به عنوان پرچمدار (و فرمانده) امتم منصوب كنم، تا بعد از من مردم توسط او هدايت‏شوند، و آن روزى است كه خداوند در آن روز دين را تكميل و نعمت را بر امت من تمام كرد و اسلام را به عنوان دين براى آنان پسنديد

قافلة عظيم غدير همچنان درحركت است و از “مَرُّالظَّهْران” گذشته و به آبادي بعدي يعني “عُسفان” رسيده است.

تا جايگاه موعود راهي باقي نيست. جايي كه خداوند مقدّر داشته است تا رسولش، ولايت اميرالمؤمنين و يازده فرزند او عليهم السلام را به مردم ابلاغ كند و پس از اتمام حجّت با مسلمانان، علي را به فرمان رواييِ آنان منصوب كند، چراكه چند روزي بيشتر از عمر مباركش باقي نمانده است. آري، خداوند هيچگاه زمينش را بدون حجّت باقي نمي‌گذارد و پس از رسول خدا صلي‌الله‌ عليه و آله، اميرمؤمنان و فرزندانش عليهم السلام حجّت روي زمين خواهند بود.

از طرف ديگر، بنيان‌گذاران سقيفه مقارنِ ماجراي غدير، پيمان‌نامه‌اي امضا كرده و به نظام دادن لشكر خود پرداخته‌اند تا از رسيدن خلافت به اميرالمؤمنين عليه السلام جلوگيري كنند. در حقيقت در اين روز است كه صف‌آرايي جمل و صِفّين و نهروان شكل مي‌گيرد و آئين نو پاي اسلام به جاي آن كه انسان‌هاي خاكي را با دستورات الهي به افلاك ببرد، گرفتار جهنّم هوا و هوس‌ها مي‌شود. شماري دنيا طلب در بوستان دين لانه مي‌كنند و گروهي منافقانه به بهانة دفاع از دين، تيشة جاهليّت بر ريشة دين مي‌زنند.

تمام كج انديشي‌ها در تاريخ اسلام، از اين جا ريشه دارد و يكي از آثار اين پيمان نامة ناپاك و صحيفة شوم، آناني هستند كه صاحب غدير را به نام اسلام در محراب عبادت شهيد مي‌كنند و آب به آسيابِ مال پرستان و شهوتراناني مي‌ريزند كه از عدالت علوي گريزانند.

در صحيفة ملعونه خطوط نانوشته‌اي است كه غدير را تا قربانگاهِ كربلا مي‌كشاند.

چه آگاهانه فرمود امام صادق عليه السلام: «آن گاه كه آن پيمان نامه نوشته شد، حسين (عليه السلام) به شهادت رسيد.»

... آري، اين راه خطا و اين بار كج، تا قيام موعود روزگاران، به منزل نخواهد رسيد

كاروان بزرگ غدير به همراهي وجود مقدّس پنج نور پاك، پيامبر، اميرالمؤمنين، حضرت زهرا، امام حسن و امام حسين عليهم السلام- كه اين كاروان را بر افلاكيان شرف مي‌بخشد- پس از گذشتن از “عُسفان” به “قُدَيد” رسيده است و اينك تا “جحفه” كه “غديرخم” كنار آن قرار دارد، راهي باقي نيست.

آنچه در غدير براي مردم بيان مي‌شود بزرگترين پيام اسلام، يعني ولايت اهل بيت عليهم السلام مي‌باشد كه اهميّت آن از هر اصل ديگري در اسلام برتر است. نماز كه خود ستون دين است، به هنگام سفر، كوتاه و شكسته خوانده مي‌شود و در حالاتي، ساقط است يا روزه بر كهن‌سالان و بيماران و مسافران حرام شمرده شده است؛ اما ولايت بر هر زن و مرد، پير و جوان، كوچك و بزرگ…. واجب است و تخلّف از آن در هيچ هنگامي جايز نيست. غدير خود حكايتِ متخلّف از ولايت را چنين گزارش مي‌كند:

در آخرين ساعات روز سوم واقعة غدير يعني 21 ذي‌الحجه، “حارث فِهْري” با دوازده نفر از يارانش نزد پيامبر صلي الله عليه و آله مي‌آيد: اي محمّد، سؤالي دارم! اين كه دربارة عليّ‌بن ابي‌طالب گفتي: «مَن كنتُ مولاهُ فَعليٌّ مَولاه..» از جانب پروردگار بود يا گفتة خود توست؟

پيشواي اسلام پاسخ مي‌دهد: «خداوند به من وحي كرده است و واسطة بين خدا و من، جبرئيل است. من اعلام كنندة پيام خداوندم و بدون اجازة پروردگارم خبري نمي‌دهم.» مرد نگون‌بخت بد نهاد مي‌غرّد: «خدايا! اگر آن چه محمّد مي‌گويد حق و از جانب توست، سنگي از آسمان بر من بيفكن و عذابي دردناك فرو فرست.»

همين كه سخن حارث تمام مي‌شود و به راه مي‌افتد، خداوند سنگي از آسمان بر او مي‌فرستد كه وي را دردم هلاك مي‌گرداند و ماجراي اصحاب فيل، در برابر ديدگان يكصدوبيست هزار حاضر در وادي غدير، تكرار مي‌شود. آن گاه فرشتة وحي فرود مي‌آيد:

«سَأَلَ سائلُ بِعذابٍ واقعٍ ، للكافرينَ ليسَ لَهُ دافعٌ» (معارج/1و2)

سؤال كننده‌اي، عذابي را كه وقوعش حتمي است طلب مي‌كند. (او بداند كه اين عذاب) كافران را در برمي‌گيرد و هيچكس را توان دفعِ آن نيست


ادامه مطلب...
نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آذر 1387  توسط سید مجیب یزدی  | 


امروزم تولد من هستش یه روز زیبای  پاییزی.

نوشته شده در  جمعه پانزدهم آذر 1387  توسط سید مجیب یزدی  | 


Blog Skin