عاشورا هم رسيد ، عاشورای حسینی ، می شه این عاشورا هم بگذره من بر حسین گریه کنم بر سر و سینه بزنم ولی آقا من و برای غلامی نخرن ، ای وای وای وای می شه امام زمانی بگویند کسیت مرا یاری کند و کسی نباشد ای وای ، ای وای یعنی می شه روزی هم منادی در آسمانها ندای کیست مرا یاری دهد بپچد و من برای یاری کمر همت نبندم ، ای خدا دارم از این فکر دق می کنم ، ای وای حسین فاطه و علی بگوید کیست مرا یاری کند و هیچ کس نباشد ای وای.
دارم از همین الان دق می کنم که اگه امروز نخرنم تا سال بعد می شه زنده بمون تا به درگاه اهل بیت عرض ادب کنم و من و باری غلامی بخرن... .
یا حسین
کسي سر برنيارد کرد پاسخ گفتن و ديدار ياران را
نگه جز پيش پا را ديد، نتواند،
که ره تاريک و لغزان است
وگر دست محبت سوي کس يازي
به اکراه آورد دست از بغل بيرون
که سرما سخت سوزان است
نفس کز گرمگاه سينه ميآيد برون ابري شود تاريک
چو ديوار ايستد در پيش چشمانت
نفس کاينست، پس ديگر چه داري چشم
ز چشم دوستان دور يا نزديک؟
مسيحاي جوانمرد من! اي ترساي پير پيرهن چرکين!
هوا بس ناجوانمردانه سرد است ... آي ...
دمت گرم و سرت خوش باد
سلامم را تو پاسخ گوي، در بگشاي
منم، من، ميهمان هر شبت، لوليوش مغموم
منم، من، سنگ تيپا خورده رنجور
منم، دشنام پست آفرينش، نغمه ناجور
نه از رومم، نه از زنگم، همان بيرنگ بيرنگم
بيا بگشاي در، بگشاي، دلتنگم
حريفا! ميزبانا! ميهمان سال و ماهت پشت در چون موج ميلرزد
تگرگي نيست، مرگي نيست
صدايي گر شنيدي، صحبت سرما و دندان است
من امشب آمدستم وام بگذارم
حسابت را کنار جام بگذارم
چه ميگويي که بيگه شد، سحر شد، بامداد آمد؟
فريبت ميدهد، بر آسمان اين سرخي بعد از سحرگه نيست
حريفا! گوش سرما برده است، اين يادگار سيلي سرد زمستان است
و قنديل سپهر تنگ ميدان، مرده يا زنده
به تابوت ستبر ظلمت نه توي مرگ اندود، پنهان است
حريفا! رو چراغ باده را بفروز، شب با روز يکسان است
سلامت را نميخواهند پاسخ گفت
هوا دلگير، درها بسته، سرها در گريبان، دستها پنهان،
نفسها ابر، دلها خسته و غمگين،
درختان اسکلتهاي بلورآجين،
زمين دلمرده، سقف آسمان کوتاه،
غبارآلوده مهر و ماه،
زمستان است ...
عید جان بی دلان
برهمگان مبارک
یا علی مددی
