تو دنیای آخر الزمان همه چیز ممکنه اتفاق بیفته ، توی این دنیای آخر الزمان همه ادعای عاشق بودن و معشوق بودنشون گوش همه و همه جا را کر کرده ، می خوام از بعضی منظرها یک نگاهی به عاشق و معشوق بودن ، حتی نوع زمینیش بندازم که با هم دوباره روی همه این مطالب یک فکر - آن هم نه خیلی، یک مقدار- داشته باشیم.
معشوق: رسم عاشق کشی شیوه شهر آشوبی
جامه ای بود که بر قامت یار دوخته بود
عاشق: نه خلاف عهد کردم که حدیث عشق جز تو گفتم
همه بر سر زبانند و تو در میان جانی
آیا منی که عاشقم یا معشوق ، سعی می کنم اینگونه باشم؟! معشوق باید طوری رفتار کند که عاشقش را به جای برساند که همه حسرت عاشقش را ببرند .
عاشق باید همیشه هست و نیستش معشوقش باشد ، هرچیز که دارد برای او و در راستای او باشد و هیچ چیز غیر از این خواسته سزا نیست.
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385 توسط سید مجیب یزدی
|
چكيده
شناسايى و شناساندن شخصيت اميرمؤمنان على عليهالسلام به عنوان انسان كامل و الگويى براى كارگزاران و عامّه مردم، جزء ضرورتهاى عصر حاضر است. آنچه در اين مقاله دنبال شده تصويرى از شخصيت آن حضرت است كه از زبان ايشان در نهج البلاغه ارائه گرديده. محورهاى مورد توجه در مقاله عبارتند از: مقام علمى؛ مقام بصيرت و يقين؛ مقامهاى اخلاقى در عرصههايى همچون پرهيزگارى، زهد و دنياگريزى، عدالتخواهى، شجاعت و ملازمت با پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله .
اين در حالى است كه امام از گفتوگو درباره خود و ستايش از خويشتن ابراز ناخشنودى كرده و آنچه بر زبان ايشان جارى شده از سرِ نياز و اقتضاى حال بوده است.
مقدّمه
سيماى آفتابگون حضرت على عليهالسلام چنان پر تشعشع است كه هر چشمى را ياراى نگريستن در آن نيست، و ستيغ شخصيت و هويّت الهى او چنان فرازمند است كه پاى هر راهپيماى سختكوش و بلند همّتى به دامن آن نخواهد رسيد، و مرغ بلندپرواز انديشهها به كرانه آن نزديك نتواند شد. على بن ابى طالب عليهالسلام بهترين مصداق اين بيت نغز است:
كتاب فضل تو را آب بحر كافى نيست كه تر كنم سرانگشت و صفحه بشمارم.
از روزگارى كه آن يگانه دهر پا به عرصه وجود گذاشت، تا به امروز هزاران زبان و قلم در مدح و ستايش ايشان به كار افتادهاند تا رقصكنان جلوهاى از جلوههاى آن انسان بىهمتا را به تصوير بكشند. اما چه سرّى در شخصيت آن امام همام نهفته است كه همگان همچنان شيداى نيوشيدن مكارم اويند و سر به جيب تفكر در عظمت او؟!
ادامه مطلب...
شناسايى و شناساندن شخصيت اميرمؤمنان على عليهالسلام به عنوان انسان كامل و الگويى براى كارگزاران و عامّه مردم، جزء ضرورتهاى عصر حاضر است. آنچه در اين مقاله دنبال شده تصويرى از شخصيت آن حضرت است كه از زبان ايشان در نهج البلاغه ارائه گرديده. محورهاى مورد توجه در مقاله عبارتند از: مقام علمى؛ مقام بصيرت و يقين؛ مقامهاى اخلاقى در عرصههايى همچون پرهيزگارى، زهد و دنياگريزى، عدالتخواهى، شجاعت و ملازمت با پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله .
اين در حالى است كه امام از گفتوگو درباره خود و ستايش از خويشتن ابراز ناخشنودى كرده و آنچه بر زبان ايشان جارى شده از سرِ نياز و اقتضاى حال بوده است.
مقدّمه
سيماى آفتابگون حضرت على عليهالسلام چنان پر تشعشع است كه هر چشمى را ياراى نگريستن در آن نيست، و ستيغ شخصيت و هويّت الهى او چنان فرازمند است كه پاى هر راهپيماى سختكوش و بلند همّتى به دامن آن نخواهد رسيد، و مرغ بلندپرواز انديشهها به كرانه آن نزديك نتواند شد. على بن ابى طالب عليهالسلام بهترين مصداق اين بيت نغز است:
كتاب فضل تو را آب بحر كافى نيست كه تر كنم سرانگشت و صفحه بشمارم.
از روزگارى كه آن يگانه دهر پا به عرصه وجود گذاشت، تا به امروز هزاران زبان و قلم در مدح و ستايش ايشان به كار افتادهاند تا رقصكنان جلوهاى از جلوههاى آن انسان بىهمتا را به تصوير بكشند. اما چه سرّى در شخصيت آن امام همام نهفته است كه همگان همچنان شيداى نيوشيدن مكارم اويند و سر به جيب تفكر در عظمت او؟!
ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ یکشنبه دوازدهم شهریور 1385 توسط سید مجیب یزدی
|

