تقریبا ۲سال پیش بود یکی از بعد از ظهرهای تابستون که یدفعه دیدیم همه جا و همه جامون داره می لرزه منم تنهابودم خونه ،تیز پریدم تو کوچه!! آقا سر و صداها که خوابید و همه همسایه ها تو کوچه بودن ،وقتی ترس همه ریخت دیگه کم کم مردم به سر و وضع همدیگه توجه کردنند. قربون این جامعه مسلمونو برم زنا که با نمی دونم چی چی اومه بودنند توخیابون، آقایون هم با شلوارک و زیروش رکابی و .... دردسرت ندم، ما بودیم و خودمون که با زیرپش و زیر شلواری زده بودیم بیرون . یکم دیگه که گذشت دیدم همه دارن به من نگاه می کنن و تکه میکه بارمون می کنن!!!!!!!!!!!
حالا بگذریم، بیام سر اصل مطلب: یه زمانی مصدق برای ملی شدن صنعت نفت رفت فرنگستون ،تو روزنامه های اونجا نوشتند رئیس جمهوری با زیر شلواری!!!!! از اون قضیه ۷۰ سال هم نگذشته ولی ما توی این ۷۰ سال کلی فرهنگمون و دینمون خیلی چیزهای دیگمونو فروختیم. حالا ما که هنوز تو خونه از همون فرهنگ استفاده می کنیم و افتخار می کنیم باید به تکه های آغایونی که با شورت و ... ،میان .....
ولی داریم به کجا می ریم فکر کردیم؟!!
خیلی حرف عمیق و ظریفی هستش. تو این دنیا و این جام جهانی دیگه از این آدمها پیدا نمی شود.
هر کشوری و مملکتی برای خودش یک ورزش ملی داره، برزیل فوتبال و ولیبال داره، چین ژیمناستیک داره، ژاپن کاراته داره و.... ، ما هم در مملکت ایران ورزش زیبای کشتی و کاراته و وزنه برداری داریم و در مکزیک هم فوتبال.
اگر روزی ما در کشتی از مکزیک شکست بخوریم ، خیلی خیلی باید در فکر فروبرویم ولی اگر در ورزشی مثل فوتبال از کشوری مثل مکزیک شکست بخوریم ، هیچ جای نگرانی نیست و این افسوس ها را نباید خورد ، ولی اگر در این مسابقه سر بلند می شدیم جایی برای شادی بود.

