تبليغاتX
اهل دل

همه نگاه می کردن مثل عصای موسی توُ نیل شده بودم. همه می زدن تو خاکی، چه باتوم بدست، چه با تفنگ،  چه با مشت گره کرده حتی اونهایی که چشماشون پر اشک ِخون بود .

گاهی تند و یواش پله ها رو رفتم پایین. وقتی سرم از درد تکیه دادم، بوی تند کاه گل بود که باعث شد خودمو جمع و جور کنم، وقتی رسیدم جلو ساک هق هق می کردم و سالیان سال به آرومی از جلو چشمام می گذشت. مثل گهواره از جلوی چشمام ، ساک می رفت و میومد.

فقط صدای یا علی و یا زهرا شنیده می شد. من تو خط مرز بودم، خط مرز ِمرز نه، خط مرز دو گردان .  دست راستمون گردان ترک ها بود صدای یا حُسینشون هوش همرو برده بود. رسیدم تو کانال شناختش،  با اینکه از جلو افتاده بود اما تیکه تیکه سرو گردنش چسبیده بود به دیوار کانال صدای توپ تانک میومد. برداشتم تنم کردم ، همش می خواستم برگردم پشت اون نصفه لباسُ بخونم .

اگر جگر شیر نداری  سفر عشق مکن

سید مجیب یزدی

 

پ . ن : همیشه این نسل سوم انقلاب بود که بهش خورده می گرفتن که ...!!!!

 آره  ماهم هم همت هستیم هم زین الدین هم باکری هم طالقانی هم بازرگان هم شریعتی هم چمران هم .... اما روح الله ای پیدا می شه که ....؟؟؟

نوشته شده در  دوشنبه هشتم تیر 1388  توسط سید مجیب یزدی  | 


معجزه چیز خوبی است که از قضای روزگار هفته ای سه بار، سالی 56 هفته و ماهی 37 روز در زندگی سیاسی ایرانی اتفاق می افتد. انتخابات اخیر که با رای اکثریت مردم به میرحسین موسوی و در نتیجه پیروزی قاطعانه احمدی نژاد انجامید، یکی از این معجزات بود، به برخی نکات آن توجه کنید

 

اول، یک ماه قبل از اینکه رای گیری انجام شود، نتیجه انتخابات توسط دوست رئیس جمهور دقیقا به همین میزان اعلام شد. حمید رسائی یک ماه قبل گفت در انتخابات یک ماه بعد احمدی نژاد 24 میلیون و موسوی 12 میلیون رای می آورد. وزیر کشور برای اجرای این معجزه زحمات بسیاری کشید.

 

دوم، از دو هفته قبل از انتخابات سی میلیون نفر در همه شهرها به نفع یک نامزد انتخاباتی به خیابان آمدند، ولی روز انتخابات 12 میلیون نفر به او رای دادند.

 

سوم، یک روز قبل از برگزاری انتخابات رئیس جمهوری که 24 میلیون رای آورد، تمام شهرها تحت کنترل نظامی قرار گرفت و ارتباط اس ام اس قطع شد.

 

چهارم، پنج ساعت قبل از پایان رای گیری نتیجه شمارش آرایی که هنوز نوشته نشده بود، معلوم شد و در سایت طرفدار دولت اعلام شد و دو ساعت قبل از پایان رای گیری نامزدها تحت مراقبت قرار گرفتند.

 

پنجم، سه ساعت قبل از پایان رای گیری رئیس جمهوری که با دوازده میلیون اختلاف پیروز شده بود، طرفداران نامزدی که محکوم به شکست خوردن شده بود، دستگیر شدند تا متوجه شوند که دقیقا چطوری شکست خورده اند.

 

ششم، رای گیری دو ساعت قبل از اینکه تمام شود، پایان یافت و چون جمهوری اسلامی علاقه مفرطی به مشارکت بیشتر مردم داشت، و در حالی که مردم توی صف ها منتظر رای دادن بودند، رای گیری را تمام کرد که بیش از این به حضور ملت افتخار نکنند.

 

هفتم: یک ساعت قبل از پایان رای گیری نتیجه شمارش آرا با درصد رای افراد معلوم شد و وزارت کشور مواظب بود که در جریان اعلام آرا هیچ تغییری در منحنی نسبت آرای نامزدها به هم اتفاق نیفتد، که مبادا مردم فکر کنند که تقلب نشده است.

 

هشتم: تعداد طرفداران رئیس جمهور 24 میلیونی که جشن پیروزی اش را در میدان ولی عصر تهران گرفتند به پانصد هزار نفر نمی رسید، اما تعداد طرفداران موسوی که 12 میلیون رای آورده بود، سه میلیون نفر بود.

 

نهم: رهبر معظم و دستپاچه انقلاب قبل از اینکه صحت انتخابات تائید شود، پیروزی رئیس جمهور را تبریک گفت و شورای نگهبان یک روز بعد اعلام کرد که ده روز طول می کشد تا صحت انتخابات تائید شود.

 

دهم: تعداد آرای کروبی در انتخابات از تعداد اعضای ستادش کمتر بود.

 

یازدهم: یکی از بزرگترین معجزات این انتخابات این بود که براساس آمارهای وزارت کشور معلوم شد مردم ایران 102 درصد خودشان هستند.

 

دوازدهم: دولت تصمیم گرفت از 300 هزار نفر نیروهای نظامی برای شمارش آرا استفاده کند، ولی چون این نیروها کتک زدن را از شمردن بهتر بلد بودند، وزیر کشور نتیجه آرا را اعلام کرد و بعدا برای اثبات آن نتیجه از آن 300 هزار نفر استفاده کرد. آنها با باتوم و گاز اشک آور به مردم اثبات کردند که شمارش آرا درست است.

 

نتیجه گیری اخلاقی: آدمی که دروغ می گوید، حتما تقلب هم می کند.

نتیجه گیری ابزاری: از سه راه می توان آرای مردم را شمرد، با کامپیوتر، با دست، با چماق

نتیجه گیری سیاسی: مردم خوبند، بشرط اینکه تعدادشان را نشمرید

بهزاد نبوی

نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388  توسط سید مجیب یزدی  | 


بسم الله الرحمن الرحیم

ملت شریف ایران

نتایجی که برای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اعلام شد، بهت آور است. مردمی که در صف های طولانی اخذ رای شاهد ترکیب آرا بودند و خود می دانند که به چه کسی رای داده اند با حیرت تمام به شعبده بازی دست اندرکاران انتخابات و صدا و سیما نگاه می کنند. آنان اینک بیش از همیشه به دنبال آن هستند که بدانند چگونه و توسط چه کسانی و مقاماتی طرح این بازی بزرگ ریخته شده است.اینجانب ضمن اعتراض شدید به روند موجود و تخلفات آشکار و فراوان روز انتخابات هشدار می دهم که تسلیم این صحنه آرایی خطرناک نخواهیم شد. نتیجه آنچه که از عملکرد متصدیان بی امانت دیده ایم و می بینیم جز تزلزل ارکان نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و جاکمیت دروغ و استبداد نیست. اینجانب طبق وظیفه شرعی و ملی خویش به افشای رازهای پشت سر این روند پر مخاطره خواهم پرداخت و آثار نابودکننده آن را بر سر سرنوشت کشور توضیح خواهم داد.و ترس آن دارم که ادامه وضع موجود همه نیروهای موثر در نظام را به توجیه گرانی دروغگو در مقابل مردم تبدیل کند و دنیا و آخرت آنان را در معرض لطمه های جبران ناپذیر قرار دهد.

به مسئولان توصیه می کنم پیش از آن که دیر شود این روند را فورا متوقف کنند و همگی به خط قانون و امانتداری از آرای ملت بازگردند و بدانند که خروج از عدالت مشروعیت زداست. آنان بیش از هر کس دیگر از این حقیقت باخبرند که در این کشور انقلابی بزرگ و اسلامی صورت گرفته است. کمترین پیام انقلاب ما این است که مردم آگاهند و در برابر کسانی که با تقلب روی کار بیایند تمکین نخواهند کرد.

اینجانب از همین فرصت استفاده می‌کنم و ضمن تشکر از عواطف ملت بزرگوار ایران به آنان تذکر می‌دهم که ایران این موجود انسانی متعلق به آنان است و نه متقلبان. این آنان هستند که باید با هوشیاری خود از آنان محافظت کنند. خائنین به آرا مردم ابایی از آن ندارند که این خانه پارسایان به آتش کشیده شود. ما موج عقلانیت سبز خود را که بر گرفته از تعالیم دینی و علایق ملت ما به اهل بیت پیامبر (  ص ) است با تمام شور ادامه می دهیم و با شورش دروغ که در کشور طغیان کرده و چهره آنرا آلوده است، مبارزه می کنیم، اما اجازه نخواهیم داد که حرکت ما شکل کور به خود بگیرد.

جا دارد از یکایک شهروندانی که برای رساندن این پیام سبز هر کدام ستادی بودند و تمام ستاد های مردمی و رسمی که در انتخابات فعالیت می کردند سپاسگذاری کنم و تاکید نمایم که تا رسیدن به نتیجه ای که کشورما لایق آن است همچنان به حضور و تلاش آنان نیاز است.

و ما لنا الا نتوکل علی الله و قد هدانا سبلنا و لنصبرن علی ما آذیتمونا و علی الله فلیتوکل المتوکلون

میر حسین موسوی

نوشته شده در  شنبه بیست و سوم خرداد 1388  توسط سید مجیب یزدی  | 


به احتمال زیاد همه این دو نامه رو دیدن و خوندین اما باز برای توجه بیشتر  و تفکر خودم و شما .... .

وقتی حضرت امیرالمومنین علی (ع) ، مالک اشتر نخعی از یاران خود را به امارت مصر منصوب نمود، به او فرمانی در قالب یک نامه نوشت. این نامه بی تردید از مهمترین اسناد سیاسی حقوق اسلامی و خصوصا شعبه شیعی آن است.

این نامه به روشنی نشان می دهد رویکرد مترقی امام علی (ع) به مساله حکومت را در عصر جاهلیت عرب و در دوران حکومت های الیگارشی. در این نامه که به نوعی به قانون اساسی اسلامی ایشان می ماند ویژگی های حکومت اسلامی، حاکم اسلامی، حقوق شهروندان، رابطه دولت با شهروند و … بیان شده است. توصیه به علاقه مندان، خصوصا دانشجویان و دوستداران مباحث حقوق، آنرا با دقت کامل مطالعه کنند. این ترجمه از ترجمه نهج البلاغه انجام شده توسط دکتر آیتی می باشد.

 بپرهیز از اینکه خود را در عظمت با خدا برابر داری یا در کبریا و جبروت، خود را به او همانند سازی که خدا هر جباری را خوار کند و هر خودکامه‏ای را پست و بیمقدار سازد.



توضیح سید رضی (قدس سره) مولف نهج البلاغه: این فرمان را برای مالک اشتر نخعی نوشت، هنگامی که او را امارت مصر و توابع آن داد.در آن‌هنگام که کار بر محمد بن ابی بکر آشفته شده بود.این فرمان از پرمحتواترین فرمانهاست و از دیگرنامه‌های او محاسن بیشتری در بردارد.

 

میرحسین موسوی در وقت اول سخنانش در مناظره با رضایی، درباره مناظره شب قبل با محمود احمدی‌نژاد، خطاب به ملت با دو بار تاکید بر اینکه «ادب مرد به ز دولت اوست» بیان کرد: مردم شریف ایران من به تمنای قدرت نیامده‌ام؛ من سکوت بیست ساله خود را نشکسته‌ام که به هر ترتیب و با هر روشی رییس‌جمهور بشوم؛ من احساس خطر کردم که کشور دچار بی‌اخلاقی شده، دچار فقر اخلاقی و مادی شده، دچار مدیریت غیرعقلانی شده است.

من برای حفظ کرامت انسان و رعایت ارزش‌های اخلاقی در حکمرانی، توقف رشد خرافات و ارائه آمار کذب، شفافیت فعالیت‌های حکمران‌ها و خلاصه پیشرقت و توسعه پا به این عرصه دشوار نهادم.

برای من، رییس‌جمهور شدن، کسب و حفظ قدرت هدفی نیست که هر وسیله‌ای را توجیه کند؛ من متاسفم که مناظره دیشب فرصت داد تا اصول اخلاقی نادیده گرفته شود و به افرادی که در جلسه حاضر نبودند و امکان هیچ دفاعی از خود را نداشتند، به بدترین وجهی اتهاماتی وارد شود و به جای پاسخگویی، مظلوم‌نمایی شود.

من اینجا باید عرض کنم کسانی که می‌خواهند رییس‌جمهور شوند، باید حافظ جان و مال و ناموس مردم باشند؛ من نمی‌توانم برای دفاع از خودم اسرار کشور را افشا کنم، نام مردم را ببرم و با آبروی مردم بازی کنم.

من با برنامه پا به عرصه انتخابات گذاشتم و سعی می‌کنم شعاری که برای تحقق آن برنامه ندارم، ندهم؛ به همین جهت با توجه به اینکه در دنیای کنونی، تحقق هر برنامه‌ای نیازمند یک برنامه حقوقی است، برنامه حقوقی تهیه کردم و قانون‌گرایی یکی از اهداف اصلی من است.

بدون قانون‌گرایی، عدالت و آزادی تحقق نمی‌یابد. آزادی تبدیل به هرج و مرج و عدالت، تبدیل به استبداد و فساد می‌شود.

 

پ.ن : زاهد ظاهر پرست از حال ما آگاه نیست

         هرچه گوید در حق ما جای هیچ اکراه نیست

 


ادامه مطلب...
نوشته شده در  جمعه پانزدهم خرداد 1388  توسط سید مجیب یزدی  | 


بیا بگشای در بگشای

                  دل تنگم....

نوشته شده در  چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388  توسط سید مجیب یزدی  | 


ما ز یاران چشم یاری داشتیم
خود غلط بود آن چه ما پنداشتیم

تا درخت دوستی برگی دهد
حالیا رفتیم و تخمی کاشتیم

گفت و گو آیین درویشی نبود
ور نه با تو ماجراها داشتیم

شیوه چشمت فریب جنگ داشت
ما غلط کردیم و صلح انگاشتیم

گلبن حسنت نه خود شد دلفروز
ما دم همت بر او بگماشتیم

نکته​ها رفت و شکایت کس نکرد
جانب حرمت فرونگذاشتیم


گفت خود دادی به ما دل حافظا
ما محصل بر کسی نگماشتیم

نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388  توسط سید مجیب یزدی  | 


ز کوی یار می آید نسیم باد نوروزی

از این باد ار مدد خواهیم چراغ دل برافروزیم

نوشته شده در  شنبه یکم فروردین 1388  توسط سید مجیب یزدی  | 


قهقه می زد ولی معلوم بود که خنده هاش الکیه . خیلی سخته برای کسی که ببینه عزیز دلش داره می ره ، البته انقدر  می خندید و شوخ و شنگ بود که منم همه چیز یادم رفته بود   ولی ولی و لی  ولی دستهاش ، داشت رنگش می رفت، سفید سفید سفید شده بود ، بی خون بی خون بی خون .

گفت هستی : یه سر میای بریم  بیرون ، یه گشتی بزنیم؟

صدای صوت باد می یومد . وقتی گفت : آخخ ، به پاهاش نگاه کردم ، اول فکر کردم از گرمای شن های کویر هستش که پاهاشم نیست ، مثل شن تا مچ تا مچ تا مچ  تا زانو تا زانو تا زانو  روی شن ها می ریخت . دیگه داشت رنگ خاک می شد ، رنگ شن ، مثل پازلی داشت می ریخت ، پازلی از شن های .... .

عصر گاهی – روی سنگ قبر – هستی ...

 

سید مجیب یزدی           

نوشته شده در  شنبه سوم اسفند 1387  توسط سید مجیب یزدی  | 


یک شبی مجنون نمازش را شکست
بی وضو در کوچه لیلا نشست
عشق آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود
سجده ای زد بر لب درگاه او
پر زلیلا شد دل پر آه او
گفت یا رب از چه خوارم کرده ای
بر صلیب عشق دارم کرده ای
جام لیلا را به دستم داده ای
وندر این بازی شکستم داده ای
نشتر عشقش به جانم می زنی
دردم از لیلاست آنم می زنی
خسته ام زین عشق، دل خونم مکن
من که مجنونم تو مجنونم مکن
مرد این بازیچه دیگر نیستم
این تو و لیلای تو ... من نیستم

گفت: ای دیوانه لیلایت منم
در رگ پیدا و پنهانت منم
سال ها با جور لیلا ساختی
من کنارت بودم و نشناختی
عشق لیلا در دلت انداختم
صد قمار عشق یک جا باختم
کردمت آوارهء صحرا نشد
گفتم عاقل می شوی اما نشد
سوختم در حسرت یک یا ربت
غیر لیلا برنیامد از لبت
روز و شب او را صدا کردی ولی
دیدم امشب با منی گفتم بلی
مطمئن بودم به من سرمیزنی
در حریم خانه ام در میزنی
حال این لیلا که خوارت کرده بود
درس عشقش بیقرارت کرده بود
مرد راهش باش تا شاهت کنم
صد چو لیلا کشته در راهت کنم

پ.ن:

مدتی هست نگاهم به تماشای خداست
مدتی هست امیدم به خداوندی اوست
نغمه اشک مرا گوش خدا می شنود
شاید این قفل دروغین که به بغضم زده ام
با سر نیشترخاطره ای باز شود
شاید این گریه آرام فغانی بشود نیمه شبی
مرغ جانم هوس رنگ پریدن دارد
ومن بندی رویای زمین
قفسی جنس قناعت برو ساخته ام
به دلم می گویم
قفسم کم رمق است
شاید این دخمه بی پنجره در هم شکند
شاید این عمر قفس گونه به پایان برسد نیمه شبی
به دلم میگویم
به دلم میگویم
ودلم میگوید همه اینها وعده ست
همه اینها سخنانیست که من می دانم
از برای غم هر روزه ی من میگویی
پر از شایدو ای کاش و پر ناباوری اند
به دلم میگویم
عازم یک سفرم
سفری دور به جایی نزدیک
سفری از خود من تا به خودم
شاید این بار سفر چاره کارم بشود
شاید این وعده بیهوده به جایی برسد

نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387  توسط سید مجیب یزدی  | 


۱. سالهای اول انقلاب ،در سخنرانی های امام هم هست، امام خیلی سعی کردن به مردم بفهمونن که سرنگونی شاه مهم بود ولی مهمتر ۱۲فروردین روز ثبت جمهوری اسلامی بود و بهتر هستش که ۱۲ فروردین برای جشن های انقلابی  انتخاب بشه تا ۲۲بهمن اما دیدن که مردم خیلی در این جو نیستند و ... .

۲.از پدرم در مورد نظرات دانشجویان در سال های قبل از  انقلاب جویا شدم ، گفتن که : ما فکر می کردیم که در قرن ۲۰ دیگه دنیای پادشاهی و حکومت میراثی برای یک جامعه ای با فرهنگ و مسلمون بسیار سطح پایینه برای همین انقلاب کردیم.

۳. رادیو داشت صحبتهایی از  امام خمینی پخش می کرد به این مظمون که ، فرق انقلاب ما با دیگر انقلاب های تاریخ در این بود که ، انقلاب ما یک انقلاب کاملا مردمی بوده و یک ظالم و یا یک طیف اقلیت نرفته اند و ظالم دیگر یا یک طیف اقلیتی دیگری حاکم شود ، این انقلاب برای رسیدن به خواسته های مردم بوده و ... .

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم بهمن 1387  توسط سید مجیب یزدی  | 


جنبش بزرگ وبلاگی حامیان مهندس میرحسین موسوی